«زندگی کوتاه‌تر از آن است که قهوه‌ی بد بنوشیم»

من یک کافی‌لاور (Coffee Lover) یا قهوه‌دوست هستم. قهوه برای من چیزی فراتر از یک نوشیدنی است؛ فرصتی است برای آشنایی با دنیای جذاب طعم‌ها و بوها و همچنین آشنا شدن با آدم‌‌‌هایی جدید که امروز جزو دوستان من هستند. دنیای قهوه مسیری است که انتها ندارد و هر روز به تعداد ساکنین این سرزمین افسانه‌ای اضافه می‌شود.

من بعد از مدت‌ها متوجه شدم همان‌طور که نمی‌توان فالوده را از شیراز، قطاب را از یزد و گز را از اصفهان جدا کرد، قهوه را نیز نمی‌توان از خاستگاهش جدا کرد. پشت این دانه‌ی اسرارآمیز، داستان‌هایی شنیدنی و جذاب وجود دارد که می‌توان ساعت‌ها شنید و لذت برد. می‌توانی قهوه‌ی درجه یکِ تا‌زه‌برشته شده‌ی خودت را آماده کنی (یا سفارش بدهی) و هم‌زمان داستان‌ها را بشنوی و جرعه‌جرعه لذت ببری.

این روزها دنیای قهوه آنقدر تخصصی و جذاب و در عین حال پیچیده شده که مهارت دم کردن یک فنجان قهوه، نیاز به مهارت خاصی دارد. اما اگر عاشق قهوه باشی، لذتِ آماده کردن قهوه، لذتی است که هیچ وقت برایت تکراری نمی‌شود. شاید کمی اغراق باشد، اما تصور کنید که دیزی را از «تیلیت کردن» و «کوبیدن» جدا کنی. دو فرایند تیلیت کردن و کوبیدن، پرفورمنسی است که تجربه‌ی آبگوشت خوردن را بسیار لذت‌بخش می‌کند. تجربه‌ی قهوه‌نوشی هم شبیه خوردن آبگوشت است؛ آدابی دارد که اگر به جا آوری، به نفع خودت هست، لذت نصیبت می‌کند.

علاقه‌ی من به باز کردن بحثی مختص به قهوه این است که کلاً مخالف فرایند خوردن به روش مک‌دونالدی هستم. این‌که همه‌چیز حاضر و آماده باشد و فقط فعالیت جویدن به تو محول شده است. خوب است که سیر می‌شوی، اما لذتی که باید، از خوردن نمی‌بری. البته این روزها مک‌دونالد هم با تمسخر موج سوم قهوه (بعداً در مورد موج سوم قهوه خواهم نوشت)، سعی در حاضرآماده کردنِ قهوه دارد و به بهانه‌ی وقت تنگ و زندگی پرسرعت، سودای قهوه‌ی آماده‌ی سریع را می‌دهد.

من دوست دارم به عنوان یک قهوه‌دوست در حد توانم شما را با این دنیای جذاب قهوه و البته کافه‌نشینی آشنا کنم. اینکه می‌توان قهوه را بیشتر شناخت و از حضورش در این دنیا لذت برد و آن را به عنوان بهانه‌ای دوست‌داشتنی برای زندگی مدنظر قرار داد. امیدوارم که بتوانم در این مسیر همسفر خوبی برای شما باشم.

به قول یک قهوه‌دوست: «روز‌های خوب با قهوه شروع می شوند»…