«دوست کسی است که فانوس به دست، تاریکی‌های وجودت را برایت روشن کند»

دوستان من کسانی هستند که حق استادی بر گردن من دارند و بسیاری از اتفاق‌های خوب زندگی‌ام را مدیون آن‌ها هستم. اگر بخواهم آن‌ها را معرفی کنم، حتماً باید قبل از اسم‌شان واژه‌ی «استاد» را بنویسم، اما به نظرم چون در کشور ما لقب‌ها باعث شده که یکدیگر را بر مبنای پیشوندهای دکتر، مهندس و استاد قضاوت کنیم، من دوست دارم در اینجا، تنها نام دوستان عزیزم را ذکر کنم.

دوستان من محدود به ایران و جغرافیای خاصی نمی‌شوند؛ من از هر کسی که یاد گرفته‌ام و به او مدیونم را دوست خود می‌دانم. اگر فرصتی باشد که بتوانم به خارج از ایران سفر کنم، حتماً نزد آن‌ها خواهم رفت و در کافه‌ای در حال خوردن قهوه، ارادتم را به این عزیزان ادا خواهم کرد و به آن‌ها می‌گویم که چقدر برای من عزیز و دوست‌داشتنی هستند.

محمدرضا شعبانعلی

مقصود فراستخواه

نعمت‌الله فاضلی

میثم مدنی

شاهین کلانتری

ناهید عبدی

یاور مشیرفر

دن اریلی

جاش کافمن

«چیپ هیث» و «دن هیث»

دنیل پینک

نسیم نیکلاس طالب

دنیل کانمن

آدام گرنت

ویلیام گلاسر

استیفن کاوی

کارول دوئک

آلبرت باندورا

دیوید کلی