مملکت بماند

شهریور ۱۴, ۱۳۹۷ 2 دیدگاه

این روزها تا اینستاگرام را باز می‌کنی با انبوهی از اتفاق‌های ناخوشایند مواجه می‌شوی و بعد از یک ربع، مغزت درد می‌گیرد از این همه فشار و تنش و مشکلات مختلفی که می‌بینی. انگار کارمان شده از خواب بیدار شدن و آه‌وناله کردن و شکایت از گردش روزگار و قیمت خودرو و دلار. خواندن کامنت‌هایی که تماماً بویِ رفتن و ناامیدی می‌دهند و کم‌کم از دورن خالی می‌شوی که اصلاً امیدی هست؟ اصلاً می‌شود کاری برای این مملکت و مردمانش کرد؟

من مدتی است که کمتر پیگیر اخبار می‌شوم و شبکه‌های اجتماعی را نیز در حد نیاز و ضرورت دنبال می‌کنم. شاید این کار نوعی چشم‌بستن به روی واقعیت‌ها باشد، اما من ترجیح می‌دهم که واقعیت را بپذیرم و در حد توانم برای تغییر آن کاری بکنم. آره، درسته. من نمی‌تونم الان برم یقه‌ی فلان رئیس و دولتمرد رو بگیرم و بگویم: «آهای، حق من را بده». از طرفی دوست ندارم دست روی دست بگذارم و کاری نکنم، اما مهم است که ببینم در چه حوزه‌ای می‌توانم تأثیرگذار باشم.

مشکلی که در روان جمعی ما ایرانیان وجود دارد، «فرار از مسئولیت» است. فرار از مسئولیت یعنی اینکه من بگویم هر چه بدبختی داریم از دولتمردان است و به همه بد و بیراه بگویم، بعد در ترافیک لایی بکشم و حق تقدم را رعایت نکنم. خط‌کشی اتوبان سازوکاری است برای روان کردن مسیر حرکت خودروها در کل دنیا و منِ ایرانیِ آریاییِ غیور،‌ در انگلیس هم باشم، احتمالاً دست از لایی کشیدن بر نخواهم داشت، مگر پلیسِ گوش‌به زنگی که جریمه‌ای سنگین تحویلم دهد.

حرفم این است که بسیاری از ما (من‌جمله خودم) در ایراد گرفتن و طراحی استدلال‌های گوناگون برای تحلیل وضعیت این مملکت تبحر کافی داریم و راحت همه را به باد نقد (و گاهی هم فحش) می‌کشیم، اما اگر از ما این سؤال را بپرسند که «از فردا برای بهتر شدنِ دور و برت (مملکت بماند) چه خواهی کرد؟»، مشغول پوست کندن خیار می‌شویم و از نشدن‌ها و شکست‌ها خاطره تعریف می‌کنیم. دغدغهْ همه جای دنیا بوده و هست. آیا اگر همین لحظه برایم مهاجرت دائم امریکا به همراه بلیط رایگان سفر را تهیه کنند، من می‌توانم برای کسی ارزش‌آفرین باشم یا باز هم لایی می‌کشم؟

2 دیدگاه

  • من فکر میکنم که حق با توئه. ما عادت ذهنی خودمون رو روی مدار ناله، ایرادگیری از دیگران، فرافکنی و خود رو در جایگاه انفعال قرار دادن، تنظیم کردیم. طوریکه همه نسبت به فعلیت ما تقصیر دارند و سهیم اند جز خود ما. ذهنیت ما با خواندن و آموزش امکان بهتر شدن و یادگیری خواهد داشت تا برای زندگی تصمیمات بهتری بگیریم. مگر جامعه چیزی جز تک تک زندگی های ماست.

  • من فکر میکنم که ایده ی درستیه. به جای عادت ناله، فرافکنی و فرار از خود، خود رو در معرض انفعال قرار دادن و همه جز خود رو مقصر دونستن، بهتره آموزش و یادگیری به شکل گیری ذهنیت بهتر و بالاتر در ما کمک کنه. باهات موافقم و مرسی که یادآوری میکنی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *