مهم نیست ما کی هستیم، مهم نقشه‌ی ماست!

اسفند ۲۶, ۱۳۹۷ 3 دیدگاه

بِین (Bane) اخراجی انجمن سایه‌ها، برای نابودی شهر گاتهام با بَتمن مبارزه می‌کند و در نهایت شکست می‌خورد. بِین برای اینکه بتواند شهر گاتهام را نابود کند، دکتر پاول را در هواپیمایی می‌دزدد و با خود همراه می‌کند.

فیلم The Dark Knight Rises ساخته‌ی «کریستوفر نولان» یکی از بهترین فیلم‌هایی است که دیده‌ام. در دقیقه‌ی ۳ فیلم، بِین دیالوگ حیرت‌انگیزی دارد. او در حالی که دستگیر شده به سؤال «تو کی هستی؟» این‌طور جواب می‌دهد: «مهم نیست ما کی هستیم، مهم نقشه‌ ماست». بِین در نهایت با نقشه‌ای حساب‌شده، دکتر پاول را از چنگ گروگان‌گیرها درمی‌آورد.

از زمانی که این فیلم را دیده‌ام، مدام از خودم می‌پرسم نقشه‌ی من در زندگی چیست? تا جایی که به یاد دارم، در گفتگوهای روزمره و مصاحبه‌های شغلی کسی نمی‌پرسد که برنامه و نقشه‌ی تو برای زندگی و کار چیست، بلکه همه می‌پرسند: «کی هستی»؟ این مکالمه‌ها شاید به‌نظرتان آشنا بیاید:

– کارت چیه؟

– لطفاً رزومه‌تون رو بفرستید تا ما بررسی کنیم.

– تخصص شما چیه؟ تو شرکت چی کار می‌کنید.

– آهان! یعنی کار شما اینه که گیربکس تعمیر می‌کنی.

– از کارتون راضی هستید؟

کمتر کسی است که بپرسد من کاری ندارم از کجا آمده‌ای و روزمه‌ات چیست، مهم این است که می‌خواهی چه کار کنی و برنامه‌ات چیست. کمتر کسی است که قبل از شنیدن حرف‌هایت، اصل‌ونصب‌ات را نپرسد و شغل پدر و مادرت را جویا نشود. کمتر کسی است که از آینده‌ات بپرسد و نه گذشته‌ات. انگار برای ما آدم‌ها کنجکاوی در قبرستان‌ها جذاب‌تر از آرمان‌شهرهاست.

به نظر می‌رسد فرق بین آدم‌هایی که موفق می‌شوند و آن‌هایی که درجا می‌زنند این است که آن‌ها به کیستی خود نگاه نمی‌کنند و مدام در حال رویاپردازی و طراحی نقشه‌های دوست‌داشتنی و قابل پیاده‌سازی برای خود هستند. عموماً انسان‌های درمانده می‌گویند که آدم بدبختی هستند و هر چه تلاش می‌کنند به نتیجه‌ای نمی‌رسند. در مقابلْ آدم‌های موفق باور دارند که نقشه‌های آن‌ها برای زندگی، مقدم بر کیستی آن‌هاست.

روزی که کیستیِ ما تعیین‌کننده‌ی کیفیت حضور ما در این دنیا باشد، بسان مردابی می‌شویم که در اندیشه‌ی دریاشدن، به باتلاق تبدیل می‌شود و موجودات دیگر را نیز در خود فرو می‌کشد.

3 دیدگاه

  • بستر فکری آدم‌ها و به تبع اون، سازمان‌ها همینه که بر اساس گذشته، تو و من رو در جایگاهی قرار بِدن. آدم‌هایی که اظهارنظر ، مهارت برقراری ارتباط و کار مشترک نداشته باشند. مشخصه که فیلمی که در موردش نوشتی و کارگردان خوش‌فکرش، دیالوگ‌ها رو بدون معنای پنهانی و نهایی، در فیلم‌ بکار نگرفتن. این شروع کردن به ساختن، به نگاه متفاوت می‌تونه مسائل، آدم‌ها و اتفاق‌های جدید رو کنار هم قرار بده و به قول تو، مسیر آینده و نه تکرار گذشته رو بسازه.
    ممنونم از نوشته‌ی خوش‌فکر و پیام درستت.

    • ممنونم ازت البرز عزیز بابت مطلبی که بهش اشاره کردی. «شروع کردن به ساختن» رو خیلی به‌جا گفتی و نکته‌ی مهم همینه که بتونیم جدای از انگاره‌های ازپیش‌تعریف‌شده، مسیر خودمون رو بسازیم و اجازه ندیم که پیش‌فرض‌های غلط جامعه، مسیر زندگی ما رو رقم بزنه.

      • یه جمله کریس گیلبو داره در مورد ساختن مسیر خودمون که میگه چون همه از روی پل می‌پرن، قرار نیست برای ما هم این اتفاق بیفته. می‌تونیم از کنار پل به عقب برگردیم و چیزهای دیگه رو هم ببینیم، تجربه کنیم و دنباله‌روی دیگران نباشیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *