می‌توان جمله‌ای به متن شهر افزود

اردیبهشت ۲۵, ۱۳۹۷ 1 نظر

البرز دوست عزیزم یک متن فوق‌العاده در مورد کافه و کافه‌نشینی نوشته است که توصیه می‌کنم حتماً مطالعه کنید. من با خواندن این متن، به لایه‌های زیرین کافه‌نشینی رسیدم که دیدگاه‌های جدیدی رو پیشِ روی من قرار داد.

می‌توان جمله‌ای به متن شهر افزود

زندگی پاره‌پاره‌هایی فضایی پیش روی ما نهاده است. فضاها و کالاهایی برای مصرف در زندگی روزمره­‌ی یکایک ما وجود دارد. از تاریخ و سیر تحولات نظریه­‌پردازن در حوزه‌­ی زندگی روزمره (به طور خاص، جامعه‌­شناسی) که عبور کنیم، ما در عمل، انسان شهروند یا شهرنشین قرن بیست‌ویکمی هستیم. انسانی که در مسیر زمانی و مکانی از صبح تا شب­‌هنگام، انواع گوناگونی از مصرف کالاها، خدمات یا کالا-خدمات را در حال تجربه‌­ایم.

از دیدگاه جامعه‌­شناسی و مطالعات فرهنگی، پدیده‌­ی مصرف در زندگی روزمره که قالبی برای آن است، محل مطالعات، نقدها، نوشته‌­ها و نظریه‌­پردازی‌­های گوناگونی بوده است؛ اما مسأله‌­ی ما در اینجا بیان و بازخوانی گفته‌­های نظریه‌­پردازان این حوزه نمی‌­باشد. سفر ما از شهر آغاز می‌­گردد. پدیده‌­ی پیچیده و شگفت‌­انگیز انسانی که زندگی روزمره‌­ی ما در مکان­‌های خصوصی و عمومی آن در جریان است. مصرف، اینجا با فضا معنا می‌­یابد و مطالبه‌­ی ما فضاهایی تا حد امکان، انعطاف‌­پذیر و پویاست که در دیالکتیکی دو سویه، هم عاملی برای مصرف‌­گرایی و هم پدیده­ای برای رها شدن‌­مان از روزمره­‌ی زندگیست.

همه‌­ی اعمال و افعال ما و دیگرانی که در کنارمان هستند، از کوچک­ترین و بی‌­اهمیت‌­ترین کارها تا آن­چه برایمان مهم هستند، بخش­‌هایی از زندگی روزمره‌­ی ما را شکل می‌­دهند. مصرف به گونه‌­ای که بسیاری معتقدند، بخش عمده­ای از آن، فضا-کالاهایی هستند که فضا را هم­چون کالا، پیش روی ما نهاده‌­اند. مصرفی از جنس تجربه، حضور و بودن.

این­جا نقطه­‌ایست که میان مقیاس­‌ها و فرم­‌های گوناگونِ این فضا-کالاها به «کافه» خواهیم پرداخت. به نظر می‌­رسد زندگی روزمره و فضایی عمومی با نام کافه، هرروز پیوند قوی‌­تری با یکدیگر برقرار می‌­سازند. پدیده‌­ی مصرف در شهر مدرن امروز و فضای نام برده منحصر به مصرف کالا-خدمات نیست. موضوع مطرح در این مکان عمومی، خودِ فضا و رابطه­‌ی دوسویه‌­ی فرد و فضای کافه است. فرد در پاره­‌های زندگی روزمره‌­ی خویش در فرم کافه‌­نشینی به شکستن حلقه­‌ی زندگی روزمره می‌­پردازد. حلقه‌­ای که به تعبیـر مارکس و لوکاچ، ابزار ارتباط، معنا یافتن و هویت‌بخشی بوده و از منظر بنیامین، دوسرتو و مارکوزه رهاسازی و رهاشدگی از چنگ نظم اجتماعی غالب می‌باشد.

کافه فضاییست که فرد از هر گروه اجتماعی می­‌تواند جمله‌­ی خود را به متن شهر از راه همین فضا بیفزاید. به تعبیر والتر بنیامین، فرد در تبادلی جمعی با دیگران سعی بر افزودن جمله­‌ی خویش یا زدن رنگ تعلق خود می‌­نماید. تجربه‌­ی فردی او در فضا-کالایی با نام کافه امکان دست­یابی به تجربه‌­ی جمعی دارد. جایی که امکان اشتراک‌­گذاری روایت­‌ها و داستان‌­های فردی، سلایق، افکار و جهان‌­های گوناگون در قابی دسته‌­جمعی وجود دارد. به تعبیر دیگر از دیدگاه جامعه‌­شناسی مصرف فضا-کالایی با نام کافه راهی میانه و ابزاری برای هر فرد از گروه‌­های اجتماعی گوناگون برای تبدیل شدن به «هم­ این و هم آن» یا «نه این و نه آن» بودن می‌­گردد. فرد پرسه­‌زن دیروز در شهر در جستجوی حبابی برای سرخوشی و رهایی از بند تکرار هر روزه، اکنون نه تنها نظاره‌­گر تئاتر شگفت‌­انگیز و هیجان­‌انگیز آن بوده، بلکه فرصتی برای تجربه‌­ی فعال آن به شکل رقصیدن با فضایی عمومی در شهر (کافه) می‌­یابد. رقصی درون حباب با شهر برای معنابخشی بیشتر به تجربه­‌ی روزمره‌­ی خود.

پرسه‌­زنی که به تعبیر بالزاک، فرصت نگاه کردن و بازتولید دوباره­‌ی خویش را پیدا می­‌کند. او هم این می‌­شود هم آن. به موارد گفته شده بهتر است تا گستره‌­ی ارتباطات در فضای شیشه­‌ای شبکه­‌های اجتماعی را نیز بیفزاییم. جایی که عکاسی و گرفتن سلفی، حضور فردی و گروهی در قالب برنامه‌­های جمعی و ملاقات خواسته و ناگهانی در کنار صرف غذا و نوشیدنی‌­ها جدای از هر فرد، دارای هویتی مستقل شده و بودن او را معنا می‌­کند. از دیدگاه دوسرتو حضور فرد در کافه در پوشش مصرف، تاکتیکی را شدنی می‌­کند تا فرد (فارغ از جنسیت خویش) با آن به خودِ واقعیِ خویش نزدیک­‌تر گردد. فضای سومی لابه‌­لای خانه و اجتماع که فرد، آزادی عمل دلخواه خود را در آن جستجو و کشف می‌­کند. او با حضور در کافه، خودی می‌­شود که می‌­خواهد.

 

 

1 نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *