مشتری‌هایی که فرو می‌ریزند

– مشتری وارد کافه می‌شود و سرگردان به این سو و آن سو می‌رود تا کسی او را تحویل بگیرد. خبری نیست که نیست. گوشی موبایل را از جیبش در می‌آورد و مشغول می‌شود. – ویتر (Waiter) منو را برای مشتری می‌آورد. مشتری در مورد یکی از آیتم‌ها سؤال دارد: «ببخشید کیک چی دارید؟». ویتر: […]

ادامه مطلب

فهرست کتاب‌های پیشنهادی من برای سال ۹۸

به سنت هر‌ساله‌ی «متمم» من لیست کتاب‌‌های پیشنهادی‌ام را با شما به اشتراک می‌گذارم. در زیر هر کتاب توضیح مختصری داده‌ام که می‌تواند تا حدودی فضای کتاب را برای شما ترسیم کند. اگر شما هم لیست پیشنهادی دارید در زیر این پست با ما شریک شوید تا تجربه‌‌های یکدیگر را از کتاب‌خوانی بشنویم. شاید جواب […]

ادامه مطلب

مهم نیست ما کی هستیم، مهم نقشه‌ی ماست!

بِین (Bane) اخراجی انجمن سایه‌ها، برای نابودی شهر گاتهام با بَتمن مبارزه می‌کند و در نهایت شکست می‌خورد. بِین برای اینکه بتواند شهر گاتهام را نابود کند، دکتر پاول را در هواپیمایی می‌دزدد و با خود همراه می‌کند. فیلم The Dark Knight Rises ساخته‌ی «کریستوفر نولان» یکی از بهترین فیلم‌هایی است که دیده‌ام. در دقیقه‌ی […]

ادامه مطلب

مملکت بماند

این روزها تا اینستاگرام را باز می‌کنی با انبوهی از اتفاق‌های ناخوشایند مواجه می‌شوی و بعد از یک ربع، مغزت درد می‌گیرد از این همه فشار و تنش و مشکلات مختلفی که می‌بینی. انگار کارمان شده از خواب بیدار شدن و آه‌وناله کردن و شکایت از گردش روزگار و قیمت خودرو و دلار. خواندن کامنت‌هایی […]

ادامه مطلب

می‌توان جمله‌ای به متن شهر افزود

البرز عبادی دوست عزیزم یک متن فوق‌العاده در مورد کافه و کافه‌نشینی نوشته است که توصیه می‌کنم حتماً مطالعه کنید. من با خواندن این متن، به لایه‌های زیرین کافه‌نشینی رسیدم که دیدگاه‌های جدیدی رو پیشِ روی من قرار داد. می‌توان جمله‌ای به متن شهر افزود زندگی پاره‌پاره‌هایی فضایی پیش روی ما نهاده است. فضاها و […]

ادامه مطلب

کاش سلبریتی بودم!

نوشتن از انقلاب، تغییر، دگردیسی، دگرگونی و بهبود اوضاع خیلی راحت و البته نشان‌دهنده‌ی روشنفکری (و نه الزاماً نواندیشی) و به چالش کشیدن وضع موجود است. به نظر می‌رسد ما آدم‌ها در تحلیل جنبه‌های منفیِ اطراف‌مان نسبت به تحلیل‌های همه‌جانبه و درست، مهارت بیشتری داریم. کافی است یک کارگردان در جایی از کارنامه‌ی کاری‌اش اشتباهی […]

ادامه مطلب

مطلق در ذهن ایرانی

اواخر دی‌ماه سال گذشته بود که در یک روز بارانی و دلچسب بعد از قدم‌زدن در خیابان دوست‌داشتنی کریمخان زند و نوشیدن قهوه، سری به کتاب‌فروشی نشر هنوز زدم. من تقریباً ماهی یکبار به این کتاب‌فروشی سر می‌زنم. فضای به‌شدت دلچسب و گرمی دارد که می‌توانم ساعت‌ها روی یکی از کاناپه‌های آن بنشینم و کتاب‌ها […]

ادامه مطلب

مستند ایرانگرد

چند شب پیش همین‌طور اتفاقی تلویزیون را روشن کردم تا در حین خوردن شام، سرگرم باشم. کانال‌ها را بالا و پایین کردم تا اینکه تصویری فوق‌العاده از یک کویر باعث شد روی شبکه ۱ توقف کنم. چند ثانیه بعد متوجه شدم که کویر لوت خودمان است. می‌گویم «خودمان» چون آنقدر کیفیت تصویربرداری و قاب‌بندی حیرت‌انگیز […]

ادامه مطلب