مطلق در ذهن ایرانی

اواخر دی‌ماه سال گذشته بود که در یک روز بارانی و دلچسب بعد از قدم‌زدن در خیابان دوست‌داشتنی کریمخان زند و نوشیدن قهوه، سری به کتاب‌فروشی نشر هنوز زدم. من تقریباً ماهی یکبار به این کتاب‌فروشی سر می‌زنم. فضای به‌شدت دلچسب و گرمی دارد که می‌توانم ساعت‌ها روی یکی از کاناپه‌های آن بنشینم و کتاب‌ها […]

ادامه مطلب

وقت ندارم فکر کنم

بسیاری از ناراحتی‌ها و خودخوری‌ها از جایی شروع می‌شوند که ما نمی‌توانیم مطابق خواسته‌ی دیگران رفتار کنیم. بسیاری از اطرافیان -ما هم برای دیگران می‌شویم اطرافیانِ آن‌ها- من و شما وقتی می‌بینند که جایی اشتباه می‌کنیم، به جای فهمِ ما و پرسیدن دلایل اشتباه کردن‌مان، سریع به ذهن خود رجوع می‌کنند و بر اساس مدل […]

ادامه مطلب